باید فرهنگ را از زیر چتر سیاست بیرون بیاوریم

می شود موضوع را از دریچه چشم عده یی دید که برای تصاحب چنین مناصبی سر و دست می شکنند. ممکن هم هست آدم هایی باشند که برای دلسوزی فرهنگی تلاش می کنند فرد مناسبی در وزارتخانه قرار گیرد. ابزارهایی در اختیار این وزارتخانه است که براندازی نرم و امثالهم از آن تلقی می شود. همچنان که در دوره هایی از این ابزار استفاده نامطلوب شد. مطبوعات که می توانند ابزار فرهنگی باشند طی سالیان چنان سیاسی شان کرده ایم و آنقدر ساده انگارانه رفتار کرده ایم که منجر به اتفاقات تاسفبار تقابلی شد. در چهار سال اخیر با تغییر معاونت سینمایی گفتند می خواهیم ژانر فیلم های سیاسی را از فقر خارج کنیم. تصور کردیم که می خواهند فیلم هایی بسازند که مسائل سیاسی را تحلیل کند و بینش دهند بعد دیدیم خیر! دوباره آمدند چهار تا فیلم ساختند که درگیری جناح های سیاسی را نمایش می داد. بالاخره ابزاری در اختیار سینماست که دوست دارند از آن استفاده کنند. مثال دیگر موسیقی است: موسیقی یکی از مسائل جدی بشری است. امروز بخش عظیمی از مدیریت احساس و فرهنگ در دنیا از طریق موسیقی انجام می شود و ما متاسفانه این واقعیت را فراموش کرده ایم و از آن غافلیم. با موسیقی چگونه می توان مدیریت انسانی کرد؟ اینها را نمی دانیم چون نخواسته ایم موضوع را حل کنیم. موضوع موسیقی امروز ما چون بر ما تحمیل شده به آن تن داده ایم و لذا نگذاشته ایم سازوکارهای درست موسیقی ملی، اسلامی در جامعه پایه ریزی شود. ما در حوزه هنری هنرستان و مهدکودک و دبستان برای آن تاسیس کردیم تا از بچگی ذایقه بچه ها را پرورش دهیم اما بعد از چند سال به این عنوان که حرام است آمدند اینها را تعطیل کردند و الان یک جریانی نگران از این است که اگر وزارت ارشاد دست خودشان نباشد ممکن است موسیقی شکل و شمایلی پیدا کند که نامطلوب است.
    
    در مورد کتاب هم همین نگرش وجود دارد؟
    بله. فکر می کنند مدیریت در حوزه کتاب اگر به دست غیر بیفتد چه اتفاقاتی می افتد. یا مطبوعات مساله و ابزاری است که اگر دست شان نباشد تبدیل به علیه شان می شود.
    
     آیا می شود پیروزی آقای روحانی را مقدمه یی برای مقابله با این نحوه تفکر دانست؟
    مقابله چیز بدی است خصوصا در جامعه ما که همه مسلمانیم و همه به جمهوری اسلامی رای داده ایم. مردم ولایت فقیه را قبول دارند و این نوع حکومت را کارآمد و دلسوز می دانند. با همه نواقص و مشکلاتی که بر زندگی مردم تحمیل شده مردم هنوز پای نظام هستند و مصداقش همین انتخابات اخیر است. اگر فرصت گفت وگوی بیشتری با مخالفان فراهم می شد، می دیدیم که همان 98 درصد سال 58 در انتخابات هم می آمدند. اگر اسلام می خواهد حکومت کند باید حق و حقوق غیرمسلمان ها را و حق و حقوق کسانی را که نمی خواهند مثل اکثریت زندگی کنند، رعایت کند. چرا ما امروز هر رای را به رخ دنیا می کشیم؟ چون اثر داشته است. ما مقابله را باید کنار بگذاریم. مفاهمه کنیم. من مقصر را اهل فرهنگ و هنر می دانم. اهل فرهنگ و هنر خیلی زود برای ورود به سیاست پا دادند. مثل ندیدبدیدها تا فضا را باز دیدند همه به میدان سیاست هجوم آوردند. یک اتفاقی افتاد که ممکن است هر هشت سال یک بار بیفتد. هشت سال دولت آقای هاشمی بود که به دلیل بی توجهی به مسائل فرهنگی و اجتماعی دیدیم که وضعیتی درست شد که گروهی شروع به اذیت کردن بخش فرهنگ و هنر کردند. دولت آقای هاشمی در تمامی حوزه ها به جز فرهنگ و اجتماعی درست رفتار کرد اما سرکوب نیازهای فرهنگی خودش را در دوم خرداد نشان داد. مطالبات دوم خرداد چه مطالباتی بود؟ تمامش اجتماعی و فرهنگی بود. بزرگ ترین اشتباه اصلاح طلبان این بود که این مطالبات را سیاسی دیدند و مطالبات فرهنگی و اجتماعی را طعم و رنگ سیاست دادند و بعد شاید ناخواسته، وزارت فرهنگ و ارشاد را تبدیل به ابزار سیاسی کردند. مطبوعات و سینما ابزار سیاسی شد. عده یی نگاه کردند، دیدند افراط دوران سازندگی جای خود را به افراط جدیدی در دوران اصلاحات داد. به یک باره عده یی برانگیخته شدند و دچار نگرانی شدند و افراط و تفریط هایی پیش آمدند. نتیجه دوم خرداد چه شد؟ اگر درست مسائل فرهنگی را دیده بودند به این غربتی گری که در هشت سال گذشته رواج یافت، نمی افتادیم. جایگزین خاتمی، احمدی نژاد نبود. او مولود نگاه کج و انحرافی به مسائل فرهنگی و اجتماعی بود. اینها با سنج و سینه زنی و دهل آمدند و گفتند ما دولت انقلاب هستیم. مراجعه کنید به سال اول دولت آقای احمدی نژاد ببینید متاسفانه بزرگان درباره آن، چه حرف هایی زدند. یک دولتی آمد و چهار سال اقدامات و محدودیت های فرهنگی و اجتماعی و ندیدن ها و به روی خود نیاوردن ها بود. می خواستند مسائل فرهنگی را با تحلیل سیاسی و عمل امنیتی حل کنند. در چهار سال دوم فهمیدند خیلی اشتباه کردند خواستند تصحیح کنند گرفتار ناشیگری شدند و راه تفریط پیمودند. حالادولت تدبیر و امید آمده است. مردم ضمن اینکه دغدغه گرانی و بیکاری و تولید را دارند اما باز نگران سرنوشت فرهنگی و اجتماعی نسل شان هستند. فرهنگ اکسیژن عمومی فطری است که خدا نیازش را در وجود انسان قرار داده است. برای حفظ سلامت جامعه نیازمند فرهنگیم. برای تصحیح اغلاط سیاسی هم نیازمند فرهنگیم و این چیزی است که بیش از دولتمرادن مردم احساس کرده اند و مطالبه می کنند چون مردم در اریکه قدرت به فرهنگ و سیاست نگاه نمی کنند و تحت قدرت هستند. برای چه امام این همه روی مردم تاکید می کردند؟ خواست مردم همیشه درست است. مردم از جایی مساله را می بینند که دولتمردان نمی بینند. در این دولت جدید هم مردم و جوانان وسط میدان آمدند و تقاضاهایشان فرهنگی و اجتماعی است. متاسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد همیشه در تصرف سیاسیون بوده و اگر الان هم اینگونه شود باز ادامه راه گذشته است. ممکن هم هست که آقای روحانی بر اساس قولی که به مردم داده موفق شود فرد معتدلی را انتخاب کند اما رفتارهای افراطی تمام نمی شود.
    
    نگرانی متشرعین و بچه حزب اللهی ها را چطور می شود حل و فصل کرد؟ بالاخره آنها هم نباید فکر کنند که با روی کار آمدن دولت همه چیز آنها از دست رفته است.
    در درجه اول باید عهد ملی در کشور رخ دهد که حوزه مسائل فرهنگی - اجتماعی از سیاسی- امنیتی جدا دیده شود. این عهد باید در سطوح عالی حکومت بسته شود. وقتی بدحجابی سیاسی دیده نشود رفتار امنیتی با آن نمی شود. مقوله پلیس را باید کلااز مساله حجاب بیرون کشید. تصور ما از پلیس، گرفتن دزد و قاچاقچی و مزاحم است. وقتی بزرگواری بد حجاب را متجاوز به حقوق مردم می داند پلیس هم خود را موظف می بیند با متجاوز برخورد کند، باید عهد ملی بسته می شود. من باز هم تاکید می کنم که باید تصمیم بگیرند مسائل فرهنگی امنیتی نیست. یک جاهایی ممکن است نیازمند ابزار امنیت هم باشیم اما باید حد و حدودش و اندازه برخوردش مشخص شود.

    
     استعداد و پتانسیلی برای عملی شدن این حرف می بینید؟
    اگر هم نباشد باید آن را به وجود آورد. بدبینانه این است که وجود ندارد. باید برویم به سمت تغییر. ناچاریم که برویم به سمت تغییر.
    
    یک بار در دولت اصلاحات دیدیم که اگر برخی گروه های اجتماعی و سیاسی احساس طرد شدگی کنند چه اتفاقاتی می افتد، الان هم اگر همان گروه پیروزی روحانی را شکست خود بدانند قطعا موانع بزرگی را بر سر را او خواهند تراشید مضاف بر اینکه این گروه ها قابل کنترل هم به نظر نمی رسند.
    نگاه ها و برداشت ها را باید اصلاح کرد. الان اصلاح طلبان می گویند روحانی از ماست و اصولگراها می خواهند بگویند از ماست و آن شعارهایی که داده را نادیده بگیرند. در این مملکت انگار دو اصل افراطی در نگاه راست و چپ وحی منزل است و هر دو صاحب وحی هستند و از دو فرشته مجزای الهی آموزه هایشان را گرفته اند و هر دو به هیچ چیز سومی که اعتدال است قائل نیستند. در درجه نخست من به نظرم اهل اعتدال الان برای تثبیت خودشان میان راست و چپ باید تلاش کنند. به دلیل اینکه این 30 ساله کشور یا دست راست بود یا چپ. به همین دلیل هم همه عملکردها منسوب به این دو جریان شده است. در همه دوره ها وجه غالب با معتدلیون نبوده است و آنها چندان منشا اثر نبوده اند. برای رسیدن به تفاهم و تعامل باید فرصت بدهیم تا متفکرین حوزه و دانشگاه و طرفداران خط اعتدال پا به میدان بحث و گفت وگو بگذارند و ظهور و بروز کنند تا مردم هم اهل اعتدال شوند. از نظر ما اول و آخر انبیا و همه ائمه اهل اعتدال بوده اند. اصلاسرشت آفرینش آمیخته با اعتدال است. راست و چپ انحراف است و فقط مسیر اعتدال حقیقت است. این عین کلام امیرالمومنین است و در قرآن هم این مساله بارها تاکید شده است. چه بسیاری از اصولگراها و اصلاح طلب ها در بازنگری به این نتیجه می رسند که خودشان هم دنبال همین بوده اند. باید بگذاریم اعتدال رشد کند هرچند فعلادر خارستان افراط گری های دو طرف گرفتاریم. روحانی توانسته نهال اعتدالی بکارد، باید این نهال را به نهالستان و بوستان اعتدال تبدیل کنیم. مقوله هسته یی را با نگاه اصلاح طلبی ببینی یک چیز از آن در می آید، با نگاه اصولگرایی هم ببینی همینی می شود که شده است، اما اگر با نگاه اعتدال به آن نگاه کنیم فضا فرق می کند. مقوله بدحجابی هم با این سه نگاه سه نتیجه متفاوت می دهد.
    
     اما نکته اینجاست که ما گفتمان ایجابی اعتدال هم نداشتیم یعنی معنی اعتدال عمدتا نفی چپ و راست بوده بی آنکه خودش چیزی برای عرضه داشته باشد.
    نمی توان گفت آقای روحانی مبتکر اعتدال بوده است. شخصی مثل امام یا مقام معظم رهبری یا آقای هاشمی پرورش دهنده اعتدال بوده اند. شما رفتار امام را در مسائل مختلف ببینید. این اواخر که مشهور شده هر وقت امام به یک راستی حکم می دادند فوری به چپی ها هم حکم می دادند. تشکیل مجمع روحانیون مبارز مولود همین نگاه بود.
    
    شما الان خوش بین هستید؟ فکر می کنید استعداد حل مشکلات وجود دارد؟
    خوش بینی امری است که در بدترین شرایط هم نباید از دست برود چون یک قدرت ماورایی وجود دارد که قدرت خداست و او قادر و ناظر بر همه چیز است. اینکه خداوند به هنگام، کار خودش را می کند. ماها با این کارهایمان امتحان پس می دهیم و اگر اهل عبرت باشیم باید عبرت آموزی کنیم. این همه آیات قرآن بر این تاکید دارد که به امت های پیشین نگاه کنید و خود را آلوده چنبره ثروت نکنید تا اعتدال پیدا کنید. در روزگار خودمان در این سال ها بسیار روشن است که حرکت های افراطی چه مشکلات و معضلاتی را برای حکومت و جامعه حتی اشخاص درست کرده است. به همین دلیل خوش بینی یک اصل است که قرآن توصیه کرده است. امید و مایوس نشدن از لطف الهی هم هست. البته قرائنی به لحاظ مادی هم پدیدار شده که امید به آینده را بیشتر می کند در عین حال که نگرانی و مخاطراتی هم درون خودش دارد. من خیلی امیدوارم ولی به نظر می آید انتظاری که از جامعه فرهنگی وجود دارد انتظار فوق العاده یی است. جامعه فرهنگی باید احساس کند می تواند شخصیت معتدل خود را پیدا کند. من با هنرمندان زندگی کرده ام. جریان هنر دوستی و هنرخواهی همیشه در پی اعتدال بوده و هست. من معتقدم یکی از مواقعی که جریان اعتدال خودش را بروز داده همین حوزه هنری بوده است که سال ها بر اساس اعتدال رفتار کرده است.
    
    اما تحمل نشد.
    باید نهاد هایی می آمدند و تاسی می کردند که نکردند. اعتدال حوزه را برخی افراد جاه طلب، سودجو و پول جو با عهد و پیمانی که با بیرون از حوزه بستند و آن کسانی که دشمن فرهنگ اعتدال بودند و فکر می کردند چرا حوزه به سمت راست و چپ نرفت بر هم زدند. توقعات و انتظارات فراوانی داشتیم. ما ایستادیم و گفتیم حوزه هنری جای کار سیاسی نیست.
    
    


 روزنامه اعتماد، شماره 2721 به تاریخ 17/4/92، صفحه 3 (سیاست)

/ 0 نظر / 7 بازدید